استفاده از ترشحات غدد چربی در تاکسونومی جنس Trhypochthonius
یکی از موارد استفاده از ترشحات غدد چربی، در تاکسونومی و رده بندی کنه های اریباتید است. مخصوصا در مورد کنههایی که به روش بکرزایی تولید مثل میکنند. گونههای بکرزا، فاقد تولید مثل جنسی هستند، بنابراین در محدودهی تعریف کلاسیک گونه بیولوژیکی (که در آن گونه عبارت از یک تاکسونی است که تمام افراد متعلق به آن قدرت تولید مثل با یکدیگر را دارند و فرزندان حاصل از آنها نیز بارور هستند) قرار نمیگیرند. حدود 2000 گونه بکرزا در بین جانوران شناخته شدهاند. بسیاری از دانشمندان به این عقیده باور دارند که جانوران بکرزا، تنها فرمهای موقت افراد جنسی هستندو بهطور مستقل قدرت تکامل ندارند و تکامل آنها وابسته به افراد جنسی میباشد، اما تحقیقات تجربی که در رابطه با کنههای Bdelloid و کنههای اریباتید بکرزا انجام گرفت، این ادعا را ثابت کرد که جانوران بکرزا میتوانند بهطور مستقل تکامل بیابند.
همانطور که گفته شد، در رابطه با تفکیک گونهها در جانوران بکرزا، چالشهای بسیاری .جود دارد. بیشتر گونههای جدید تنها بر اساس اطلاعات مورفولوژیکی توصیف و ارائه میشوند، در صورتی که ما میدانیم که اطلاعات مورفولوژیکی در رابطه با گونههای کریپتیک و سیبلینگ، بسیار ناکارآمد میباشد. همچنین اطلاعات مولکولی هم بهتنهایی نمیتوانند پاسخگوی ما در این رابطه باشند زیرا احتمال خطا و هموپلازی در آن بسیار زیاد میباشد.
در کار تحقیقاتی که بهوسیله (Heethoff, et al., 2011) بر روی کمپلکس گونهای بکرزا Trhypochthonius tectorum انجام گرفت، برای اولین بار با استفاده از ترکیب اطلاعات مورفولوژیکی، مولکولی و شیمیایی (ترشحات Oil gland)، به تفکیک کمپلکس گونهای T. tectorum به صورت سه گونه T. tectorum، T. silvestris و T. japonicus پرداختند.
روش کار
همانطور که میدانیم، کنه های اریباتید دارای حدود 20.000 گونه هستند و در دوره دوونین، سیلورین یا پری کامبرین بوجود آمدند و همچنین غدد چربی (Oil glands) عبارت است از یک جفت غدد کیسه ای شکل برونریز اپیستوزومایی، که به Glandulate oribatida معروف هستند و مخلوطی از ترپن ها، ترکیبات آروماتیک، هیدروکربن ها و آلکالوئیدها را ترشح میکنند.
برای شناسایی و اندازه گیری مواد ترشحی غدد چربی در این کنهها، ابتدا کنههای زنده را قبل از اینکه بمیرند و مواد ترشحی آنها از بین برود، به مدت 30 دقیقه درون محلول هگزان قرار دادند و سپس بهوسیله دستگاه GC-mass، مواد موجود در مادهی ترشحی آنها را آنالیز و شناسایی کردند.
نتایج
بهطور کلی، یازده ماده شیمیایی درون مواد ترشحی غدد چربی در این سه گونه از کنهها وجود داشتند که عبارتند از: 2-hydroxy-6-methylbenzaldehyde (= 2,6-HMBD; peak 1), neral (peak 2), geranial (peak 3), neryl formate (peak 4), 2-formyl-3-hydroxy benzaldehyde (= 2,3-FHBD, = γ-acaridial; peak 5), pentadecane (peak 7), 6,9-heptadecadiene (peak 9, identified by DMDS-derivatives), heptadecene (peak 10, double bond position not identified, probably 4-heptadecane), (Z,E)-farnesal (peak 11), (E,E)-farnesal (peak 12) و دو ترکیب ناشناخته (peaks 6, 8).
نکته جالب توجه این موضوع است که، هر یک از این سه گونه، مقادیر مختلفی از هریک از ترکیبات بالا را داشتند و جالبتر اینکه هر یک از گونهها، فاقد تعدادی از این ترکیبات بودند. به طوری که گونه T. tectorum که با علامت اختصاری (TT) نشان داده شدهاست، فاقد neryl formate (peak 4) بوده و همچنین گونه T. japonicus که با علامت اختصاری (TB) نشان داده شدهاست، فاقد 2-hydroxy-6-methylbenzaldehyde (= 2,6-HMBD; peak 1), neral (peak 2), geranial (peak 3), neryl formate (peak 4) بوده و در نهایت گونه T. silvestris که با علامت اختصاری (TA) نشان داده شدهاست، فاقد 2-hydroxy-6-methylbenzaldehyde (= 2,6-HMBD; peak 1) بوده است. در پروفایل کروماتوگرافی زیر، نوع، میزان و زمان آزاد شدن هریک از ترکیبات برای این سه گونه آورده شدهاست:

همانطور که در پروفایل کروماتوگرافیک بالا مشاهده میشود، هر یک از این سه گونه، مقادیر مختلفی از هریک از ترکیبات بالا را داشته و هر یک از گونهها، فاقد تعدادی از این ترکیبات میباشند. از نظر نوع و میزان ترکیبات، دوگونه T. silvestris و T. tectorum بیشترین شباهت را به یکدیگر دارند، در حالی که گونه T. japonicus بیشترین اختلاف را با دوگونه دیگر دارد.
در مرحله بعد، این سه گونه، بر اساس اطلاعات مورفولوژیکی، مورد بررسی قرار گرفتند. برای بررسی مورفولوژیکی آنها، نوع و اندازه موهای موجود بر روی نوتوگاستر آنها مورد بررسی قرار گرفت و مجموع اختلافات آنها را گرفته و بر اساس آن فاصله این سه گونه از یکدیگر را مشخص کردند.

همانطور که از شکل بالا بر میآید، دوگونه T. silvestris و T. tectorum بیشترین شباهت را از نظر مورفولوژیکی (نوع و اندازه موهای نوتوگاستر) به یکدیگر دارند، در حالی که گونه T. japonicus بیشترین اختلاف را با دوگونه دیگر دارد.
در مرحله بعد، این سه گونه، بر اساس اطلاعات مولکولی، مورد بررسی قرار گرفتند. بهطوری که DNA ریبوزمی پیران چهارم کنهها استخراج و در نهایت توالی یابی گردید. و همچنین گونهای دیگر بهعنوان گروه خواهری در آنالیزها استفاده گردید که با علامت اختصاری (AL) نشان داده شدهاست. برای هر گونه، سه نمونه مورد استفاده قرار گرفتهشد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
همانطور که میدانیم، در آنالیزهای فیلوژنتیکی در سطح گونه، کاراکترهای مشتق شده مشترک (Synapomorphic) مهم هستند. آنالیز مولکولی در رابطه با هر سه گونه این نتیجه را در بر داشت که دوگونه T. silvestris و T. tectorum دارای 82 کاراکتر مشتق شده مشترک (آپومورفی مشترک) هستند و بیشترین شباهت را با یکدیگر دارند. در حالی که دو گونه T. silvestris و T. japonicus تنها دارای 2 کاراکتر مشتق شده مشترک (آپومورفی مشترک) هستند و در نهایت دو گونه T. tectorum و T. japonicus فاقد کاراکتر مشتق شده مشترک (آپومورفی مشترک) میباشند.
بنابراین، همانطور که دیده شد، هر سه سری از اطلاعات مورفولوژیکی، مولکولی و شیمیایی، وجود سه گونه را تایید کرده اند. این مقاله در انتها به احتمال خطا در هریک از روشهای بالا، در صورتی که بهطور مستقل یا به همراه روشهای دیگر انجام گیرند، پرداخته است.
اگر ردهبندی تنها براساس اطلاعات DNA هستهای انجام گیرد، احتمال خطا حدود 28 درصد است، اگر تنها براساس اطلاعات DNA میتوکندریایی انجام گیرد، احتمال خطا حدود 33 درصد است، اگر تنها براساس اطلاعات شیمیایی انجام گیرد، احتمال خطا حدود 22 درصد است، اگر تنها براساس اطلاعات مورفولوژیکی انجام گیرد، احتمال خطا حدود 23 درصد است، اگر از ترکیب دوتا از روشهای بالا ردهبندی صورت بگیرد، احتمال خطا حدود 9 درصد است، و اگر از ترکیب هر سه روش بالا، ردهبندی صورت پذیرد، احتمال خطا به کمتر از 5 درصد میرسد.